سکوت و تنهایی – نقد و بررسی بازی Gris

Gris

طراحی بازی Gris که در سبک ماجراجویی می‌باشد  بسیار زیبا است. حتی در میان خرابه‌ها بازهم زیبایی این بازی غیرقابل انکار است. از هر زاویه‌ای به این بازی نگاه کنید زیبا است، موسیقی‌های آن دلنشین است و با ظرافت خوبی ساخته شده‌اند و در کل باعث شده تا این بازی باشکوه شود. استودیو nomada بازی Gris را ساخته و جذابیتی دارد که نمی‌توان به راحتی از کنار آن گذشت. تقریبا با 4 ساعت بازی کردن می‌توانید آن را به اتمام برسانید که مدت زمان کمی است.

در بازی Gris یک زن جوان خودش را در یک دنیای ویرانه پیدا می‌کند که در این دنیا تنها است. همه ساختمان‌ها خراب شده و ستون‌ها شکسته شده‌اند که این ستون‌ها بقایای تمدن از بین رفته است. بدون گفتن حتی یک کلمه تنهایی این زن را احساس می‌کنید. این زن در ابتدا با ناراحتی روی زمین نشسته که شما با فشردن دکمه‌ای او را به حرکت در می‌آورید. حس گم شدن در این بازی قابل لمس است و آن را از همان ابتدا احساس می‌کنید. شما در جایی سرگردان خواهید بود که تنها همراه شما باد است و مجسمه‌های ترک خورده در مسیر شما خواهند بود. بعضی از آن‌ها در محل وجود نیرو قرار داده شده‌اند اما بیشتر این‌ مجسمه‌ها یادگاری از گذشته هستند. از منظره‌ها لذت ببرید چراکه ممکن است وقتی برمی‌گردید آن‌ها به گرد و خاک تبدیل شده باشند.

 Gris Review

هدف شما در بازی این است که تکه‌های نورانی را جمع کنید تا صورت‌های فلکی را کامل کنید و با این کار می‌توانید به مناطق پیش‌رویتان دسترسی پیدا کنید ولی مناطق رویایی در بازی به صورت نامحسوسی جریان دارند که به ندرت این احساس را می‌کنید که در حال انجام وظیفه خاصی هستید. شما این زن جوان را هدایت می‌کنید و از بین دامنه‌ها، بالکن‌ها و خرابه‌ها عبور می‌کنید و این کار را ادامه‌ خواهید داد چراکه نمی‌توانید برای چیزی که منتظر شما است مقاومت کنید در واقع این بازی با سکوت خود، حس کنجکاوی زیادی در پلیر ایجاد می‌کند. در بازی بارها این احساس به من دست می‌داد که گم شده‌ام و نمی‌دانم که به کجا می‌رود و کنجکاو بودم که چه چیزی از دید من مخفی مانده است البته این حس گم شدن در بازی Gris با بازی‌های دیگر متفاوت است. درست زمانی که احساس می‌کردم که گم شده‌ام وارد یک مطقه‌ای دیگر به زیبایی منطقه قبلی می‌شدم و به جایی می‌رفتم که احساس می‌کرد مسیر درست همان است.

همان‌طور که گفته شده در این بازی باید تکه‌های نورانی را جمع آوری می‌کردم ولی هیچ وقت این احساس را نداشتم که به دنبال این کار هستم و فقط می‌خواستم ببینم که این مسیری که در آن هستم من را به کجا می‌برد و در راه معماهایی را برای دست‌یابی به این تکه‌های نورانی حل کردم. معماهای بازی به گونه‌ای طراحی نشده‌اند که ذهن شما را به چالش بکشند و مجبور شوید چندین بار آزمون خطا را انجام دهید. فقط لازم است بدانید تا از قابلیت‌هایی که به شما داده شده چگونه استفاده کنید. برای نمونه در ابتدای بازی باید بفهمید که می‌توانید روی پله‌ها که به رنگ تیره و در پشت زمینه هستند بپرید و از آن‌ها بالا برید. درست است این معما ساده است ولی بعد از اینکه می‌فهمید که چقدر ساده بود حس خوشحالی خواهید داشت.

Gris Review

در بازی Gris کمبود چالش احساس می‌شود ولی آرامش شگفت‌انگیزی در این چالش‌های ساده بازی وجود دارد. هیچ‌گونه مبارزه یا مرگی وجود ندارد و تنها احساس رضایت خالص در این بازی احساس می‌شود. در ابتدا خودم را برای وارد شدن به دنیایی برای اکتشاف و صحنه‌های هیجانی آماده کرده بودم ولی بازی Gris حس متفاوتی را به من داد که باید مهارت‌های خودم را امتحان می‌کردم.

به غیر از سهولت در معماهای بازی، سورپرایزهای جالبی در بازی وجود دارد که مربوط به نحوه پیشروی شما در بازی است. برای نمونه احساس عجیبی داشتم وقتی که فهمید یک بلوک ناهموار آنگونه که من فکر می‌کردم جامد نیست. جادوی بازی Gris شامل تنوع حرکت‌هایی است که از در یک بازی سکوبازی موجود است بدون انتظار اینکه مهارت زیادی دشته باشید. این کار باعث شده تا شما هرچه عمیق‌تر در این بازی غرق شوید. به خاطر اینکه این بازی پر از غافلگیرهای جالب است، آرزو داشتم می‌توانستم حافظه خودم را پاک کنم تا بتوانم دوباره این بازی را از اول بازی کنم چراکه کمتر بازی دارای غافلگیری‌های جذاب است.

Gris Review

بازی Gris سرگرم‌کننده و در عین‌حال غم‌گین است. تناقضات بازی باعث شده تا تجربه‌ این عنوان هیجان ‌انگیز باشد. لحظه‌هایی که پیچیدگی خاصی ندارند و سادگی و سکوت، Gris را به یک بازی جذاب تبدیل کرده است. Gris بازی زیبایی است اما از آن زیبایی مانند چاقوی جراحی استفاده می‌کند. زمانی که از مکانی بالا می‌روید می‌توانید تابش نور خورشید یا درخشش ستاره‌ها را ببینید و متوجه می‌شوید که در مقابل این جهان بسیار کوچک هستید و همین یکی از زیبایی‌های بازی Gris است.

در مورد شخصیت بازی بگوییم. با اینکه تنها است و حس غمگنیی به پلیر منتقل می‌کند اما با ظاهری برازنده حرکت می‌کند و مانند این است که هدفی دارد مانند اینکه به دنبال آزادی است و رهایی از تنهایی. نیروهای بیشتری برای شخصیت بازی به دست می‌آورید البته مانند سایر بازی‌ها باید مدتی بازی کنید تا این نیروها را به دست آورید. این نیروها باعث می‌شوند تا با روش‌های جدیدی با دنیای بازی تعامل پیدا کنید که حس خوبی دارد.

Gris Review

Gris نشان می‌دهد که یک بازی به چه مقدار می‌تواند جذاب و جادویی باشد. این بازی با ایجاد حس کنجکاوی در شما باعث می‌شود تا آن را به اتمام برسانید. در آخر باید اعتراف کنم که این بازی واقعا متفاوت است و به طرز شگفت‌ انگیزی سکوت و سادگی آن جذاب است. اگر می‌خواهید مدتی از بازی‌های پیچیده و اکشن دوری کنید و تجربه جدیدی داشته باشید، بدون شک بازی Grid یکی از بهترین انتخاب‌ها است.

طراحی بازی Gris که در سبک ماجراجویی می‌باشد  بسیار زیبا است. حتی در میان خرابه‌ها بازهم زیبایی این بازی غیرقابل انکار است. از هر زاویه‌ای به این بازی نگاه کنید زیبا است، موسیقی‌های آن دلنشین است و با ظرافت خوبی ساخته شده‌اند و در کل باعث شده تا این بازی باشکوه شود. استودیو nomada بازی Gris را ساخته و جذابیتی دارد که نمی‌توان به راحتی از کنار آن گذشت. تقریبا با 4 ساعت بازی کردن می‌توانید آن را به اتمام برسانید که مدت زمان کمی است. در بازی Gris یک زن جوان خودش را در یک دنیای ویرانه پیدا می‌کند که در این دنیا تنها است. همه ساختمان‌ها خراب شده و ستون‌ها شکسته شده‌اند که این ستون‌ها بقایای تمدن از بین رفته است. بدون گفتن حتی یک کلمه تنهایی این زن را احساس می‌کنید. این زن در ابتدا با ناراحتی روی زمین نشسته که شما با فشردن دکمه‌ای او را به حرکت در می‌آورید. حس گم شدن در این بازی قابل لمس است و آن را از همان ابتدا احساس می‌کنید. شما در جایی سرگردان خواهید بود که تنها همراه شما باد است و مجسمه‌های ترک خورده در مسیر شما خواهند بود. بعضی از آن‌ها در محل وجود نیرو قرار داده شده‌اند اما بیشتر این‌ مجسمه‌ها یادگاری از گذشته هستند. از منظره‌ها لذت ببرید چراکه ممکن است وقتی برمی‌گردید آن‌ها به گرد و خاک تبدیل شده باشند. هدف شما در بازی این است که تکه‌های نورانی را جمع کنید تا صورت‌های فلکی را کامل کنید و با این کار می‌توانید به مناطق پیش‌رویتان دسترسی پیدا کنید ولی مناطق رویایی در بازی به صورت نامحسوسی جریان دارند که به ندرت این احساس را می‌کنید که در حال انجام وظیفه خاصی هستید. شما این زن جوان را هدایت می‌کنید و از بین دامنه‌ها، بالکن‌ها و خرابه‌ها عبور می‌کنید و این کار را ادامه‌ خواهید داد چراکه نمی‌توانید برای چیزی که منتظر شما است مقاومت کنید در واقع این بازی با سکوت خود، حس کنجکاوی زیادی در پلیر ایجاد می‌کند. در بازی بارها این احساس به من دست می‌داد که گم شده‌ام و نمی‌دانم که به کجا می‌رود و کنجکاو بودم که چه چیزی از دید من مخفی مانده است البته این حس گم شدن در بازی Gris با بازی‌های دیگر متفاوت است. درست زمانی که احساس می‌کردم که گم شده‌ام وارد یک مطقه‌ای دیگر به زیبایی منطقه قبلی می‌شدم و به جایی می‌رفتم که احساس می‌کرد مسیر درست همان است. همان‌طور که گفته شده در این بازی باید تکه‌های نورانی را جمع آوری می‌کردم ولی هیچ وقت این احساس را نداشتم که به دنبال این کار هستم و فقط می‌خواستم ببینم که این مسیری که در آن هستم من را به کجا می‌برد و در راه معماهایی را برای دست‌یابی به این تکه‌های نورانی حل کردم. معماهای بازی به گونه‌ای طراحی نشده‌اند که ذهن شما را به چالش بکشند و مجبور شوید چندین بار آزمون خطا را انجام دهید. فقط لازم است بدانید تا از قابلیت‌هایی که به شما داده شده چگونه استفاده کنید. برای نمونه در ابتدای بازی باید بفهمید که…

خلاصه بررسی بازی Gris

داستان - 9.2
گرافیک - 8.7
گیم پلی - 9.1

9

در بازی Gris یک زن جوان خودش را در یک دنیای ویرانه پیدا می‌کند که در این دنیا تنها است. همه ساختمان‌ها خراب شده و ستون‌ها شکسته شده‌اند که این ستون‌ها بقایای تمدن از بین رفته است. بدون گفتن حتی یک کلمه تنهایی این زن را احساس می‌کنید ...

امتیاز کاربران: 3.93 ( 2 رای)
9 bigtheme

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code